یادش به خیر جومونگ میذاشت، ماتومدرسه بجای ده بی سی چل،
یادش به خیر جومونگ میذاشت، ماتومدرسه بجای ده بی سی چل،
این شعرو میخوندیم:
پشت پنجره امپراطور نشسته
جومونگ سی دی گزاشته
سوسانو داره می رقصه
تسو میگه من پیرم فردا می خوام بمیرم
جومونگ میگه چه بهتر سوسانورو میگیرم!
.
.
.
.
چه اوسکولایی بودیما
تازه من خودم واسه دونگی شعر گفتم:
توی تالار بزرگ کی نشسته؟عالیجناب
جلوش کیه؟وزیر و جناب
ملکه کجاس؟دونگی دونی....
چی بش میگه تو میدونی؟
ملکه میگه آخ قلبم
نباس میخوردم شلغم(که بپره تو حلقم)
فردا که مرد این هیون
خبررسید به این و اون
دونگی میگه بانوی من!
خراب شده جاروی من!
بانو جانگ میگه آخ جون!
مرده حالا این هیون!
راحت شدیم برادر
دستت نمونه لا. در!
این شعرو میخوندیم:
پشت پنجره امپراطور نشسته
جومونگ سی دی گزاشته
سوسانو داره می رقصه
تسو میگه من پیرم فردا می خوام بمیرم
جومونگ میگه چه بهتر سوسانورو میگیرم!
.
.
.
.
چه اوسکولایی بودیما
تازه من خودم واسه دونگی شعر گفتم:
توی تالار بزرگ کی نشسته؟عالیجناب
جلوش کیه؟وزیر و جناب
ملکه کجاس؟دونگی دونی....
چی بش میگه تو میدونی؟
ملکه میگه آخ قلبم
نباس میخوردم شلغم(که بپره تو حلقم)
فردا که مرد این هیون
خبررسید به این و اون
دونگی میگه بانوی من!
خراب شده جاروی من!
بانو جانگ میگه آخ جون!
مرده حالا این هیون!
راحت شدیم برادر
دستت نمونه لا. در!
- ۴.۳k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط