{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرواز ،

پرواز ،

تا آسمانی 
که لوبیای سحر آمیز هیچ قصه ای
به آن نمی رسید.

من
رویای ناتمام یک پرواز بودم.
خداوند
پرهایم را یافت
و تمام مرا
_ از من
مژدگانی گرفت...
دیدگاه ها (۱)

من که در پیله تنهایی خویش شوق پروانگی از یادم رفت تو که در پ...

من اینجایم ...من اینجا ریشه در خاکم!من اینجا عاشق این خاک اگ...

باران همیشه می بارد، اما مردم همه ستاره را بیشتر دوست دارند....

رویاهایم را به سمسار دادم........پشت شیشه ی مغازه اش نوشت :ر...

ص ۶۸امدن آزاده تمام معادلاتم را به هم ریخت  باورش برایم‌ مشک...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط