{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..

عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!چقدر!

هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو ،

از ابتدای ساده این ماجرا چقدر-

من راشکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت

من را چرا شکست،چرا ساخت یا چقدر!

هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی

عادت نبود،حسی از آن ابتدا چقدر-

مانند پیچکی که بپیچد به روح من-

ریشه دواند و سبز شد و ماند تا....چقدر-

 تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند

اینجا فرشته ها که بدانی خدا چقدر-

خوبست با تو،با همه بی وفاییت

قلبم گرفته است،نپرس از کجا،چقدر!

قلبم گرفته است سرم گیج می رود

هرگز نخواستم که بدانی تو را چقدر...
دیدگاه ها (۲)

لذت شیرین خواب هر شبت مال خودت ...لطف کن بگذار من هر صبح بید...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

مرا حیران تر از حیران تر از حیران پذیرفتیتو را گریان تر از گ...

دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟!صدای هق هقِ... گویا دل ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط