{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماجرااین‌بود ؛

ماجرااین‌بود ؛
#او صادقان‍ہ‌آمد . . .
#مَن دیوان‍ہ‌وارعاشقش‌شدم . . .
دیدگاه ها (۱)

ولی واقعا زجر آور تر از اینکه بر میگردن بهت میگن تو که تازه ...

[داستان‌دستہا!..]

چه خوب است…:)

اون خداست که مهربون و بخشندس منفاصله خندیدنم تا رد دادنم یک ...

وقتی از زندگی ناامید شدم چشمانت به یادم امد تا ابد غرق شدم ...

‌گویا'اوتمامِ‌وجودِ‌ه‌ِمَن‌است.🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط