{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شب ها ی تاریک بدون ماه

من از شب ها ی تاریک بدون ماه
می ترسم
نه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه میترسم
مرا از جنگ
رو در روی
در میدان
گریزی نیست
ولی ازدوستان
آب زیر کاه
میترسم
من از صد دشمن دانای لا مذهب
نمی ترسم
ولی از زاهد بی عقل ناآگاه میترسم
دیدگاه ها (۲)

آدمهابرای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنندهمدیگر را می کشند ....

به بعضیا باید گفت: دردم اینه که درکت به دردم نمیرسه

هوای دلم بدجوری ابریه ….. میخوام شوق بارونو باور کننمیخوام د...

بعضی وقتا قهر نمیکنی که بریقهر میکنی تا ببینی چقدر واسه طرفت...

‌♻️ فتنه﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِي...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

همراهان ...به یاد بانوی همیشه زنده در یادها......من از شب ها...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط