{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسفند

اسفند
یک روز اتفاقی چشمت به پیر زن همسایه می افته و ناخودآگاه عاشقش میشی و موضوع رو به مامانت میگی اما اونا مخالفت می کنن و میگن این سن مامان بزرگتو داره اما تو میگی مهم عشق و تفاهمه که ما داریم سن و سال که مهم نیست و با مخالفت شدید پدر و مادر با هم ازدواج می کنین اما شب عروسی عروس از شدت خوشحالی سکته می کنه و می میره
دیدگاه ها (۱۱)

من یه بار نزدیک بود بیماری پوست تراوماتیک استرس دیس اُردر بگ...

میدونی فرق شما با روز چیه؟روز ۳۰ تاش باید جمع بشه تا ماه بش...

بهمنبا دختره مورد علاقه ات نامزد میشین و بعد از ۳ سال دوران ...

دیمیری خواستگاری دختر همسایه تون و با هم نامزد میشین بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط