{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p³💚🍏🌳📗
که یهو یه پسری میاد سمتشون
دستشو میزاره رو شونه تهیونگ و میگه
پسره : هی ته ... عو معرفی نمی کنی (با اشاره به ا.ت)
تهیونگ : او اومدی این دختر عمومه ا.ته (اشاره ره ا.ت )
ا.ت : سلام
پسره : سلام
تهیونگ : اینم رفیقمه جونکوک (اینم با اشاره به جونکوک)
ا.ت : او باشه من رفتم دیگه دوستام منتطرن.... بای بای
تهیونگ و جونکوک: بای بای
ا.ت میره پیش جنا و یوری که داشتن دست تکون میدادن
ا.ت : هااااااااا چیه ؟
جنا : هیچی تو عم تو اتاق یاقوت ارغوانی هستی یوری سر اون داره عرررر میزنه
یوری : عرررررر وای وای وای هم اتاقی شدیم
ا.ت : کس دیگه ای نیست ؟
جنا : نا اتاق های اینجا سه نفرست مال سال اولی ها و تو
که یوری میپره وسط حرفش
یوری : و تووسال های بالاتر تعداد هم اتاقی ها بیشتر میشه بیاین بریم (دست جنا و ا.ت رو میگیره و میکشه )
《تو اتاق یاقوت ارغوانی 》
یوری:....
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۰)

p⁴💄🍒🍎یوری : خوب بریم کلاس جنا : خر.هه کلاس کاگالوکا ۸ هست یو...

۱ لباس ورزشی جنا ۲ مال یوری (یوری عوص نکرد)۳ هم ا.ت

چرا آخه ؟

هر دفعه سر استایلی که برا ا.ت گذاشتم گزارش میکنن

p²🩷🩰🎀🌸همه داشتن میگفتن و میخندیدن که زن عمو گفت : هی بچه دیر...

مافیای عاشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط