{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرسیدمش:

پرسیدمش:
چگونه و کِی صبح می‌شود؟
چشمی ز هم گشود
به ‌نرمی جواب را…
دیدگاه ها (۶)

حیرت زده ی حوصله ی صَبر و غُروریم نشناخته بودیم من و نازِ تو...

وسط کوچه مانده‌ام تنها با من انگار خانه ها قهرندآی بن بست ‌ه...

این روزها از حال چشمانم خبر داری ؟باید برای دیدن من چتر بردا...

کسی از ظاهر یک کوه حالش را نمی فهمد...به ظاهر ساکتم ،در سینه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط