{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۲۵

پارت۲۵
ویو جیمین
روی صندلی نشسته بودم میترسیدم نکنه اتفاق بدی برای کوک بیفته جین هم از سر استرس و ترس از اول سالن تا اخر رو هی میرفت و میومد
مینی:نکنه اتفاق بدی برای کوک بیفته اگه بگن رفته تو کما چی اگه بگن حافظشو از دست داده چی
جین:وای جیمین میشه دیگه حرف نزنی اینطور بیشتر میترسم
مینی:اخه
جین:بسه دیگه(با داد)
مینی:ب..ا..باشه(با بغض)
ویو جین
دیدم جیمین دیگه داره حرف نمیزنه جلوش زانو زدم و صورتشو بالا اوردم و دیدم داره گریه میکنه
جین:هی پسر ببخشید نمی خواستم سرت داد بزنم فقط یکم ناراحتم و اعصبانیم
مینی:اهم
و بعد بغلش کردم
(ویو جیمین)
تو بغل جین بودم که گوشیم زنگ خورد نگاه کردم دیدم یونگی داره زنگ میزنه
جین:کیه؟
مینی:یونگی
جین: جواب بده راستی بزن رو بلندگو
مینی:باشه
مینی:الو
یونگی:الو جیمین کجایی
نگاه جین کردم داشت میگفت بگم خونه
مینی:خونه
یونگی:پس چرا وقتی در زدم در باز نکردی
مینی:رفته بودم مغازه حتما همون موقع اومدی
یونگی:جیمین دروغ نگو من هنوز در خونت وایسادم
جین و کوکم گوشی بر نمی دارن
مینی:خ..خو..خوب
یونگی:جیمین شما کجایین
ته:کوکم پیش شماست؟
نامی:جین چی؟
جین گوشی ازم برداشت و خودش جواب داد
جین:................
دیدگاه ها (۰)

پارت۲۶ویو جینگوشی از دست جیمین برداشتم و خودم جواب دادمجین: ...

ما همه استیا میدونیم که چقدر تلاش کردین که به اینجا رسیدین چ...

پارت۲۴(ویو جین)داشتم با جیمین حرف میزدم که صدای جیغ زدن چند ...

سناریو. درخواستی p2 جینویو جین امروز به خاطر هیت های که گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط