سناریو درخواستی
#سناریو درخواستی
☆وقتی بازیگر بودیم و یه صحنه کیس داشتیم و اونا فیلمو میبینن☆
نامی: (انقدر عصبی میشه فکش سفت میشه ولی سعی میکنه خودشو کنترل کنه)
جین: ا.تتت این چیههه
ا.ت: غلط کردمم
جین: نمیتونی از تنبیهت در بری
یونگی: (اون لحظه خودشو نگه میداره و وقتی تنها شدین یه جوری لباتو کبود و زخم میکنه که دیگه نمیتونی حرف بزنی)
هوپی: چی؟؟ این چیه دیگه؟؟!! ا.ت تو بدون اینکه به من بگی قبول کردی این صحنرو؟؟؟
ا.ت: ببخشیددد یادم رفت
جیمین: (در حال تنبیه کردن)
تهیونگ: (با نگاه خیلی خونسرد نگات میکنه و تو خودتو خیس میکنی چون میدونی دهنت سرویسه)
کوک: (گرفتت بردت تو اتاق)
ا.ت: ولم کننن
کوک: بیبی قراره جون بدی...
☆وقتی بازیگر بودیم و یه صحنه کیس داشتیم و اونا فیلمو میبینن☆
نامی: (انقدر عصبی میشه فکش سفت میشه ولی سعی میکنه خودشو کنترل کنه)
جین: ا.تتت این چیههه
ا.ت: غلط کردمم
جین: نمیتونی از تنبیهت در بری
یونگی: (اون لحظه خودشو نگه میداره و وقتی تنها شدین یه جوری لباتو کبود و زخم میکنه که دیگه نمیتونی حرف بزنی)
هوپی: چی؟؟ این چیه دیگه؟؟!! ا.ت تو بدون اینکه به من بگی قبول کردی این صحنرو؟؟؟
ا.ت: ببخشیددد یادم رفت
جیمین: (در حال تنبیه کردن)
تهیونگ: (با نگاه خیلی خونسرد نگات میکنه و تو خودتو خیس میکنی چون میدونی دهنت سرویسه)
کوک: (گرفتت بردت تو اتاق)
ا.ت: ولم کننن
کوک: بیبی قراره جون بدی...
- ۴۷
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط