{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.
همزمان با رسیدن بابام، مهمونامون هم رسیدن و یه بسته شیرینی برامون آورده بودن.
مامانم که فکر کرده بود شیرینی رو بابام خریده، چید تو ظرف و آورد تعارف کرد به مهمونا!
حالا هی میگه تورو خدا ببخشید ما هیچ وقت از این شیرینی آشغالیا نمیخریدیم نمیدونم چی شده شوهرم از این شیرینیا خریده، شرمندم...!
دیدگاه ها (۱)

آیا میدانستی هرماه متعلق به یک گل خاصی می باشد ؟فروردین: ...

یارو تو پروفایلش نوشته متاهل و آرام..!!!!.............انگاری...

یه خسیسه به بچش میگه برو پیش همسایه دو تا نون بگیر بیا. پسره...

من میگم به جای ظریف، ....احسان علیخانی رو بفرستن برا مذاکره ...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²¹/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط