{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر کوچه ات نشستم که ببینم از تو ، رویـی

سر کوچه ات نشستم که ببینم از تو ، رویـی
که تـو پنجره گشایی ، بـرسم بـه گفتگویـی

من و دل نشسته بودیم ،که تو در گذر بیایی
خَمِ زلفِ خود گشایی ، بـرسم بـه بویِ مویی
#ابوالفضل_شمسی
دیدگاه ها (۲)

در انتظارِ تو چشمم، سپید گشت و غمی نیستاگر قبولِ تو اُفتَد ف...

ساده نگیریک زن اگر بخواهد می توانداز تو کسی بسازدکه بعدِ او ...

عاشقانه

P¹⁴صبح بود و همه رفته بودیم سر صحنه ... همه درحال کار های خو...

ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط