{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای نورِ چشمانِ ترم با من بگو که

ای نورِ چشمانِ ترم با من بگو که
سرسبزیِ باغ و برم، با من بگو که
روح و روانِ پیکرم، با من بگو که
فکرِ جهانِ دیگرم، با من بگو که
آنسوی پرچین هم رفیقی مثل من هست؟
اصلا کسی با تو در آنجا همسخن هست؟
با من بگو از قصه و حال و هوایت
بیننده ای دارد شکوهِ خنده هایت؟
همصحبتی داری که آنجا پابه پایت...؟
مهمانِ ناخوانده نمیخواهی برایت
شعرِ غمش را با زبانِ دل بخواند
وز غصه ی دریای بی ساحل بخواند
مجنون بگو با دیده ی جیحون چگونه
با غصه های این دلِ پرخون چگونه
دلتنگِ دلتنگم، بگو مجنون چگونه
آخر بگو لیلای بی مجنون چگونه
با پنجره از خاطراتِ دل بگوید
باغِ گلش را در میانِ گِل بجوید
دیدگاه ها (۹)

عشقم برو به خواهش من اعتنا نکندل دل نکن برو به دلم غصه جا نک...

پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

دل اگر عاشقِ شیطان شده ای؟راست بگودوره گردی سرِ میدان شده ای...

مثلا شب بشود تا تو بیایی به برمالکی چشم ببندم تو بشی همنفسم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط