باران که بزند دلتنگ خواهی شد
باران که بزند دلتنگ خواهی شد
باران که بزند به خیابان خواهی رفت
قدم خواهی زد..
باران که بزند
کنج کافهای ناآشنا خواهی نشست
و انگشتانت را دور فنجانِ قهوهی یخ کردهات
حلقه خواهی زد
باران که بزند
شبیه به گمشدهای غریب و آواره
روی جدول های کنار خیابان خواهی نشست
و به این سو و آن سو نگاه خواهی کرد
به آمد و شد مردم خیره خواهی شد
باران شبیه به بازپرسی بیرحم است
باران که بزند
به جای خالیت
به نبودنت
به دلتنگیم
اعتراف خواهی کرد..
باران که بزند به خیابان خواهی رفت
قدم خواهی زد..
باران که بزند
کنج کافهای ناآشنا خواهی نشست
و انگشتانت را دور فنجانِ قهوهی یخ کردهات
حلقه خواهی زد
باران که بزند
شبیه به گمشدهای غریب و آواره
روی جدول های کنار خیابان خواهی نشست
و به این سو و آن سو نگاه خواهی کرد
به آمد و شد مردم خیره خواهی شد
باران شبیه به بازپرسی بیرحم است
باران که بزند
به جای خالیت
به نبودنت
به دلتنگیم
اعتراف خواهی کرد..
- ۶۰۰
- ۰۲ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط