{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برخیز و

برخیز و
یک تکه آفتاب بچین
و در باغ روزگار نشین
و حرفی بزن که شوق ببارد
چیزی بگو که عشق بریزد
از ابرهای حوصله؛
هرچند آدم بدون عشق اگر بود،
آدم بدون شوق نباشد،
برخیز و سر به هوای جهان باش
دیوانه‌ای پر از هیجان باش.

#نرگس_صرافیان_طوفان‌


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
دیدگاه ها (۰)

پیرمرد گفت:اگه هزار سال هم عمر کنی و هزار تا بچه و خواهر و ب...

ای دریغ، از پای بی پاپوشِ من.... دردِ بسیار و، لبِ خاموش من....

◍⃟🍁 صبر پرید از دلم عقل گریخت از سَرَم تا به ڪج...

روزگاری تمام سرگرمی ما همین بود...نه تلگرام بود، نه اینستاگر...

فصل ۲۲۳: بیداری معجزه‌آساصبح، وقتی آلستور از خواب بیدار شد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط