سلام.....درد دل جوان بیکار..
سلام.....درد دل جوان بیکار..
...........................................................
دیدشخصی یکجوانی را براه
دادمیزد ایخدا وای الاه
من زبیکاری شدم خواروحقیر
رحمتی کن زودتر دستم بگیر
مدرکم فوق...وزببکاری لشم(ف...ل)
گشنه ام بیحال ودرحال غشم
تابه کی دستم سوی بابا بود
لعنت ونفرین بر اوباما بود
هرچه ماازصلح میگفتیم اوانکارکرد
عدهای رابی سبب ازکارها بیکارکرد
گرچه باکی نیست ازتحریم ها
لیک مشکل کرده کارجیب ها
ماکه شش هفتا برادر خواهریم
جملگی سربار پدرمادریم
این پدر بیمار وبی یاوربود
بهر ماتنها نان اور بود
زیر باروام پشتش گشته خم
ابرویش پیش مردم گشته کم
سالها راباهزاران رنج وترس
عمرخوددادم هدرازبهردرس
نصف عمرم ازپی تحصیل رفت
حیف ازاین تحصیل واین اتلاف وقت
هرکجامن رفته ام دنبال کار
خورده ام نیشی بدترازنیش مار
گوش داد ان رهگذر حرف جوان
گشت ناراحت زاحوال جوان
...گفت ای ابله تو دراین روزگار
رفته ای با مدرکت دنبال کار؟؟
...من تورا پندی درگوش دار!
یابکن انرا بگوشت گوشوار.
تودراین جایی که پرازمدرک است!
نصف قلابی ونیمی کلک است
رفته ای با مدرکت دنبال کار؟؟
مدرکت را بردم کوزه بذار!!
هرکسی دارد کسی راتوی کار
میشود پیدا برایش زود کار.
نه سوال ازمدرک ونه پرس وجو
همچو اهو میپرد ازروی جو
زود می گردد معاون یامدیر
میخروشد پشت میزش مثل شیر
....این بگفت وزود ازانجادور شد
ارزوهای جوان درگور شد..
.
.بعدها دیدند یک فردی دغل
کاسه ای دردست وچوبی دربغل
داد میزد عاجزم کور وشلم
مانده و درمانده ی نان شبم
کن کمک برمن تو از بهر خدا
تاتورا هرروز وشب گویم دعا
.
کاراو هر روز وشب رونق گرفت
بعدها دیدم که اوهم زن گرفت
بود این تقدیر ان فرد جوان
تاچه میخواهد.؟خداوند جهان
:-عبرت.
...........................................................
دیدشخصی یکجوانی را براه
دادمیزد ایخدا وای الاه
من زبیکاری شدم خواروحقیر
رحمتی کن زودتر دستم بگیر
مدرکم فوق...وزببکاری لشم(ف...ل)
گشنه ام بیحال ودرحال غشم
تابه کی دستم سوی بابا بود
لعنت ونفرین بر اوباما بود
هرچه ماازصلح میگفتیم اوانکارکرد
عدهای رابی سبب ازکارها بیکارکرد
گرچه باکی نیست ازتحریم ها
لیک مشکل کرده کارجیب ها
ماکه شش هفتا برادر خواهریم
جملگی سربار پدرمادریم
این پدر بیمار وبی یاوربود
بهر ماتنها نان اور بود
زیر باروام پشتش گشته خم
ابرویش پیش مردم گشته کم
سالها راباهزاران رنج وترس
عمرخوددادم هدرازبهردرس
نصف عمرم ازپی تحصیل رفت
حیف ازاین تحصیل واین اتلاف وقت
هرکجامن رفته ام دنبال کار
خورده ام نیشی بدترازنیش مار
گوش داد ان رهگذر حرف جوان
گشت ناراحت زاحوال جوان
...گفت ای ابله تو دراین روزگار
رفته ای با مدرکت دنبال کار؟؟
...من تورا پندی درگوش دار!
یابکن انرا بگوشت گوشوار.
تودراین جایی که پرازمدرک است!
نصف قلابی ونیمی کلک است
رفته ای با مدرکت دنبال کار؟؟
مدرکت را بردم کوزه بذار!!
هرکسی دارد کسی راتوی کار
میشود پیدا برایش زود کار.
نه سوال ازمدرک ونه پرس وجو
همچو اهو میپرد ازروی جو
زود می گردد معاون یامدیر
میخروشد پشت میزش مثل شیر
....این بگفت وزود ازانجادور شد
ارزوهای جوان درگور شد..
.
.بعدها دیدند یک فردی دغل
کاسه ای دردست وچوبی دربغل
داد میزد عاجزم کور وشلم
مانده و درمانده ی نان شبم
کن کمک برمن تو از بهر خدا
تاتورا هرروز وشب گویم دعا
.
کاراو هر روز وشب رونق گرفت
بعدها دیدم که اوهم زن گرفت
بود این تقدیر ان فرد جوان
تاچه میخواهد.؟خداوند جهان
:-عبرت.
- ۲.۳k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط