{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﯾﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﯾﺎﺭ ﻧﺎﻟﯿﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ

ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﯾﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﯾﺎﺭ ﻧﺎﻟﯿﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ
ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﺍﺑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ، ﺍﺑﺮ ﺑﺎﺭﯾﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ
ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ ، ﺑﺎﺩ ﺭﻗﺼﯿﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ
ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﮐﻮﻩ ﮐﺮﺩﻡ ، ﮐﻮﻩ ﻟﺮﺯﯾﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ
ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﻓﺮﻗﻢ ﻧﺸﺴﺖ
ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﻓﺮﻗﺶ ﻧﺸﯿﻨﺪ ، ﺁﻧﮑﻪ ﯾﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ
ﺭﻧﮓ ﺯﺭﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻦ ، ﺑﺮﮒ ِ ﺧﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮐﻦ
ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﮐﻢ ﻧﺸﯿﻦ ، ﺍُﻓﺘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮐﻦ
دیدگاه ها (۱)

پر کن پیاله راکاین آب آتشین دیریست ره به حال خرابم نمی‌بردای...

میدانی ؟آدمهای سادهساده هم عاشق میشوندساده صبوری میکنندساده ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

آرامش نه عاشق بودن است نه گرفتن دستی که محرمت نیست. نه حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط