{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمانت خیره می شوم . . .

به چشمانت خیره می شوم . . .
برق چشمانت هوش از سرم می برد ،
گویی شرابی هفت ساله نوشیده باشم
تو کیستی که اینگونه مرا مست و مدهوش خود کرده ای ؟
نمیدانم . . .
بی گمان تو زاده ی عشقی و من مجنون و شیدای تو . . .
دیدگاه ها (۱)

پاییز یا زمستان چه تفاوتی دارد ؟حضورت ، صدایت ، نفس هایتو گر...

من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :یکی بودهنوزم هستخدای...

یه جمله هســت کهمیتونه داستان رو عوض کنه …حرف نزن بیا بغلم…

ﻭﻗﺘﯽ ﻫﺴﺘﯽﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻡ ﺭﺍﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط