امروز موقع برگشت به خانه با صحنه ای روبرو شدم ...که دلم
امروز موقع برگشت به خانه با صحنه ای روبرو شدم ...که دلم گرفت.... پدر معلولی که یک پای خودرا نداشت همراه با دو عصا راه میرفت ودخترکوچکش دنبال پدر ...تو خیابونی شلوغ دخترک از عبور ماشین ها وبوق آنها میترسید ...محکم عصای پدرشو میگرفت.... حال آنکه پدرش تنها با دو عصا میتونست خودشو نگهداره کاری نمیتونستم انجام بدم فقط آرزو کردم هیچ پدری شرمنده فرزندش نشه .... هیچ امید وآرزویی از آدما دل نکنه..........
- ۵۰۵
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط