که مامان و بابامو دیدم

که مامان و بابامو دیدم
+اپا..اوما
مدتی بعد
+باشه ..دیگه شما برین هتل فردا دوباره بیاید
م.ج باشع دخترم
ب.ج خدافظ
+هیونگ میتونم یه چیزی بخوتم
~اره بگو
+مامان و بابام فردا برمیگردن میشه لطفا دعوایی چیزی نشه
~خیالت راحت
صبح
+اپا اوما وقت پروازتونو گرفتم
~صبح بخیر
ویو جنی
+همه اومدن حتی تهیونگ با لبخند اومد ولی یونگی همش بازی میکرد اهمیت نمیداد حتما حالش خوب نبود اشکال نداره بعدا باهاش حرف میزنم

چند روز بعد روز موعود
-ما مسابقه داریم و تمریناتمونو کردیم رفتیم و مسابقمونو دادیم و از تیم حرف دور اول بردیم همین طوری حرف میزدیم که من گفتم
+میرم دستشویی
@باشه
+رفتم دستشویی و موقع در اومدن گوشیم زنگ خورد
+الو
...
+خوبم
+اره واقعا اون جی.سو...بعدا باهات حرف میزنم
+گوشی قطع کردم که یکدفعه
دیدگاه ها (۱)

درد بدیه هومم؟!

یکدفعه منو چسبوند به دیوار+ولم کن مرتیکه؟نو نو نو چرا داخل ا...

فقط قیافه عصبی مامی

این اهنگه ترنده🤣🤣

پارت14فصل1ات اهمیت نداد و چون گشنش بود رفت پایین ودر یخچال ر...

وحشی پارت: 1••••سلام من اتم و 17 سالمه ما تو کره زندگی میکنی...

داداش؟جیمین. چی یعنی چی پس چرا چیزی نگفتیته. الان اون عوضی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط