ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟

بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟

من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیده‌ای؟

#سعدی #مهدی_یغمایی
دیدگاه ها (۱)

ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده‌ای؟ای درد و ای درمان من،...

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟وی درد و ای درمان من ا...

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟وی درد و ای درمان من ا...

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟وی درد و ای درمان من ا...

💠 شعری بی نظیر و عاشقانه از شیخ اجل🌷 #از_من_چرا_رنجیده_ای!!...

بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم وز ناوکت پرخون شدم ...

گر من بمیرم در غمتخونم بتا در گردنتفردا بگیرم دامنتاز من چرا...

‌[ ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟‌ ‌ وی درد و ای درم...

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟وی درد و ای درمان من ا...

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت فردا بگیرم دامنت از من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط