پارت ۳۴

ا.ت:بکشش
........

ا.ت:اون بچگی من رو نابود کرد

.........

ا.ت: مهم نیست میرم زندان حبس ابد میگرم ولی تو باید هر دو شون رو بکشی

........

ا.ت:گوشی رو بده به مامانم

........

ا.ت:زنکیه تو با چه روی هنوز به من میگی دخترم
........

ا.ت:میتونی توی اون دنیا شوهر های بهتری برای خودت تور کنی
ا.ت:خفه شو گوشی رو پس بده
........‌

ا.ت:بیا دنبالم باید امشب برم ملاقات یکی

........

ا.ت:خود خودش

ویو ته

صبر بده چقدر همچی قاطی شد این مامانش بود کوک هم میخواست شکنجش کنه ولی هنوز پیداش نکرده اما الان پیشه ا.ت تا اینجا فهمیدم ولی کسی که امشب میخواد ملاقات کنتش کی؟
تهیونگ دیوونه شدی به تو چه اصلأ

ویو ا.ت

داشتم با تلفن حرف میزدم که احساس کردم کسی توی اتاقمه نگاهی انداختم ولی کسی نبود منم ولش کردم رفتم یه دوش گرفتم لباس هم پوشیدم و منتظر موندم تا بیاد دنبالم


پارت ها نرسیده بود ولی من گذاشتم 😔
از دستتون دلخور شدم نزدیک ها ۱۰۰۰هستیم ولی حمایت ها خیلی کمه اگه حمایت نکنید این فیک رو تو یه فصل خیلی بی مزه تموم میکنم بره دلتون میاد🥺
دیدگاه ها (۶)

پارت۳۵

پارت۳۶

پا ت۳۳

پارت۳۲

ادامه

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط