{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت

ادامه پارت۸
کارین:وای باکوگو جونم بیا بریم خونه ی ما
باکوگو دست کاترین رو گرفت و کشید رفتن سمت مدرسه و گفت :ما باید بریم مدرسه
کارین:اِ چیزه خب منم میام منم می‌خوام قهرمان شم
باکوگو هم محل سگ نداد و دست کاترین رو محکم تر گرفت و کشید و رفت کارین هم نیومد
«داخل خوابگاه »
ویو باکوگو
کاترین خیلی دیگه کرم نمیریزه...بزار برم پیشش ببینم چیکار میکنه
ویو نویسنده
باکوگو در رو باز کرد و دید کاترین خوابه رفت سمتش و لب تخت نشست آروم با دستش یه تیکه مو رو از روی صورت کاترین کنار زد
باکوگو زیر لب:چه نازه(اوخی🌷)«اینم بگم خوابگاه خالی بود» به لبخند محوی زد و پتو روی کاترین کشید و رفت بیرون
از اتاق اومد بیرون که دید کارین جلوش وایساده بود
+چی میخوای نفله
-میخوام سوال بپرسم از اون دختره خوشت میاد؟
+نه
-از من چی؟
+نه ولم میکنی؟؟
-نه ولت نمیکنم
و باکوگو رفت بیرون کارین فکر اتاق باکوگو عه برای همین محل نداد
«شب»
دنکی:کی میاد جرئت حقیقت ؟
کاترین:من ولی وایسا شیر کاکائو بخورم
و شیر کاکائو خورد👍🏻🗿بعد رفتن بازی کنن نوبت به دنکی افتاد که از کاترین بپرسه
دنکی:جرئت یا حقیقت ؟
کاترین:جرئت😁
دنکی یه بسته پر از چیز میز های دخترونه داد و گفت اینا رو روی سر باکوگو بزار
کاترین رفت سمت باکوگو یه گیره ی پاپیونی در آورد و تو سر باکوگو گذاشت باکوگو خیلی گوگولی شده بود و مینا داشت میترکید از شدت گوگولی بودنش همه فکر میکردن که باکوگو همه رو جرواجر کنه ولی هیچی نگفت چرا؟چون کاترین گوش هاش خیلیییی حساس بود
همه پشماشون ریخته بود
«پرش زمانی»
همه خوابیده بودن کاترین جیش داشت رفت بشاشه که یه سایه دید و اون سایه از تاریکی اومد بیرون باکوگو بود که اون گیره هنوز تو موهاش بود بود
کاترین:کارین رو ندیدی؟,
+چرا
-کجا؟؟
+دیروز اومده بود تو خوابگاه
-چی‌گفت؟؟
+گفت از اون خوشم میاد یا نه
-چی گفتی؟
+نه از اون متنفرم
کاترین رفت شاشید و اومد بیرون ناگهان مینا،ایجیرو و دنکی ظاهر می‌شوند💁🏻‍♀️
مینا:خب خب داشتین چیکار میکردین ؟؟😈
باکوگو عصبانی شد
دنکی:باشه ما درک می‌کنیم
کاترین:نه اصن قضیه این نیست قضیه اینه که......کاتسوکی شبح شبه
ایجیرو:شبح شب؟
کاترین:اون یه روحه که شب ها تو خوابگاه میگرده تا آدم هایی که بیدارن رو بکشه🗿👍🏻

خب اینم پارت طولانی🗿🌷
چطور بود ؟
شرایط پارت بعد ۷لایک۸کامنت
راستی روز اوتاکو هم مبارک🌷🫐
دیدگاه ها (۱۲)

روز جهانی اوتاکو مبارک💖🍓

فقط منم یا شمام عکس ها براتون بالا نمیاد

۳۶تایی شدیم هوراااااااامرسییییی از همهههه🌷🫐🪼💞

پارت۸ جوجه تیغی من و لباس پوشید و کاتسوکی هم همراهش رفت «داخ...

پارت۹جوجه تیغی من«صبح »ویو کاترین کاتسوکی تو اتاق خواب بود ب...

پارت ۱۱جوجه تیغی من ویو کاترین دیگه رسیدیم اردو تفریحی و هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط