{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزا پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر میگردم ...

این روزا پیراهن نگاه مرا مکش از پشت …. که بر میگردم… و بیخیال عزیزهای مصر و یعقوبهای چشم به راه، چنان به خود میفشارمت ! که هفتادو هفت سال تمام … باران ببارد و گندم درو کنیم
دیدگاه ها (۳)

هر قطعه از تنم جاییست ، اما پاهایم هنوز بسمت تو می آید ....چ...

من محالم ...تو به ممکن شدنم فکر نکن ...

و عشقاگر با حضور همین روزمرگی هاعشق بماند !عشق است...

شیطنت های تو آخر سر مرا دق می دهدمردم آزاری ! ولی من دوستت د...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

پارت 61

p37خورشید درست وسط آسمون ایستاده بود.نه ملایم، نه خشن؛همون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط