{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقش آغوشت کشیدم

نقش آغوشت کشیدم

اتفاق افتاد عشق

بوسه های داغ چیدم

اتفاق افتاد عشق

هرچه از زلف پریشانت

پریشانتر شدم

چون به چشم تو رسیدم

اتفاق افتاد عشق

‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

زندگی غــــم ڪده ای... بیش نبود...سهم من جز غـــــم و...تشوی...

دَست هـآی تو حق ِمن اَست ,💋 حقم را کف ِ دستم بگُذار💋

🎗 💚 گفتم ڪھ عاشق گشتہ ام 🎗 💚 گفتی ڪھ شورش مال تو 🎗 💚 گف...

مـردان واقعـی وفـادارنـداونـاوقـت نـدارنـد دنبـال زنـهای دیـ...

هرچه پاکتر باشی کودکان حیوانات

ڪارے ڪہ چشم‌هاے توبا شعر ڪردیڪ اتفاق سادہ نبود ...توآرام پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط