{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریدون مشیری:

فریدون مشیری:

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست،
کنج هر دیوارش
دوست‌هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو…؛
هر کسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند.
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل‌هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست…
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
” خانه دوست کجاست "
دیدگاه ها (۳)

عادتم گشته که در خوابم صدایت می کنممن به اینگونه مسایل زود ع...

گر عزیزم بر تو گر خوارمچه کنم دوستت همی دارمبر دلم گو غمت جه...

غم دنیاست وقتی عشقت دور از اینجاستوقتی دل بی رمق و خسته و تن...

زندگی ام دردی است با صبربغضی است با اشکو عشقی است با شک...ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط