تذکره الاولیا عطار ..بایزید بسطامی
تذکره الاولیا عطار ..بایزید بسطامی
بر بط نواز ::::::::::
نقل است که شیخ شبی از گورستان می امد .جوانی از بزرگزادگان بسطام بر بطی میزد .چون نزدیک شیخ رسید .
شیخ گفت لا حول ولا قوه الا بالله
جوان بر بطبر سر شیخ زد و هردو بشکست .شیخ باز زاویه امد . وعلی الصباح بهای بر بط به دست خادم با طبقی حلوا پیش ان جوان فرستاد وعذر خواست وگفت او را بگوی که بایزید عذر میخواهد ومیگوید که دوش ان بر بط در سر ما شکستی /این قراضه <1>بستان ودیگر ی بخر واین حلوا بخور تا غصه شکستگی وتلخی ان از دلت برود .چون جوان حال چنان دید بیامد ودرپای شیخ افتاد و توبه کرد وبسیار گریست وچند جوان دگر با او موافقت کردند .
وبه برکت اخلاق شیخ.
قراضه -پول خرده امروز
بر بط نواز ::::::::::
نقل است که شیخ شبی از گورستان می امد .جوانی از بزرگزادگان بسطام بر بطی میزد .چون نزدیک شیخ رسید .
شیخ گفت لا حول ولا قوه الا بالله
جوان بر بطبر سر شیخ زد و هردو بشکست .شیخ باز زاویه امد . وعلی الصباح بهای بر بط به دست خادم با طبقی حلوا پیش ان جوان فرستاد وعذر خواست وگفت او را بگوی که بایزید عذر میخواهد ومیگوید که دوش ان بر بط در سر ما شکستی /این قراضه <1>بستان ودیگر ی بخر واین حلوا بخور تا غصه شکستگی وتلخی ان از دلت برود .چون جوان حال چنان دید بیامد ودرپای شیخ افتاد و توبه کرد وبسیار گریست وچند جوان دگر با او موافقت کردند .
وبه برکت اخلاق شیخ.
قراضه -پول خرده امروز
- ۶۸
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط