{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانم به فغان چو مرغ شب میآید

جانم به فغان، چو مرغ شب می‌آید
وَز داغ تو، با ناله به لب می‌آید

آهِ دل ما از آن غبار آلود است
کاین قافله، از دیارِ شب می‌آید

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۰)

ما را عیب است، عیبی که آن را عیب نخوانند...!#نوید

شباهت من و تو هرچه بود ثابت کرد😊که فصل مشترک عشق و عقل تنهای...

غصہ‌هایت‌راباقاف‌بنویس‌کہ‌باورشان‌نکنۍ،آنگاھ‌فقط‌قصـہ‌است‌وب...

❤️چگونه حرف ‌زدن را از قرآن بیاموزیم؟🔹دوازدہ ویژگے یڪ "سخن خ...

گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

غزلی نگفته دارم، که کند ز تو حکایتبه چکامه چون سرایم، آنهمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط