{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتاووف باز شهید آوردند

گفت:اووف باز شهید آوردند.
شب خواب دید در باتلاق در حال غرق شدن هست,دستی آمد دستش را گرفت بیرونش کشید گفت کی هستی.
گفت:همان مشتی #استخوان
#فکر_نو
#شهید
دیدگاه ها (۴)

شاید #زنان و #دختران نتوانند بچگند و جهاد کنند شهید بشوند.ول...

بسم الله النورمن همان دم که وضو ساختم از چشمه عشقچارتکبیر زد...

پیکر بی جان #شهید_محمد_سخندان روی دوش همسنگرش#فکر_نو #بسیج #...

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﭼﻦ ﻭﻗﺘﯿﻪﺷﻮﺧﯽ ﺑﺎ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻣﻬّﻢ ﻭ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﻭ ﺑﺎﺷﺨ...

🌔 PART ۶ – زندگی دوباره چند روز بعد، جونگ‌کوک در بیمارستان ...

³my monthپارت³¹⁴:³⁰تلویزیون روشن بود و برنامه ای درحال پخش ب...

اوای فنوتPart =۵سه روز بود که تهیونگ و سربازاش تو راه بودن. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط