چهارشنبه95/05/06ساعت12:35
چهارشنبه95/05/06ساعت12:35
انسانیت در من میمیرد...وقتی مادری کنار امام زاده جوراب میفروشد...
انسانیت نابود میشود...وقتی خواهری پشت خط عابر پیاده اسفند دود میکند...
انسانیت معنایی ندارد...وقتی پدری روی برگشت ب خانه را ندارد...
انسانیت گم میشود...وقتی برادری از فقر کلیه اش را میفروشد...
و بعضی از ما انسانها فقط انسان هایی هستیم که به وسعت دیدمان انسانیت را جار میزنیم...
انسانیت در من میمیرد...وقتی مادری کنار امام زاده جوراب میفروشد...
انسانیت نابود میشود...وقتی خواهری پشت خط عابر پیاده اسفند دود میکند...
انسانیت معنایی ندارد...وقتی پدری روی برگشت ب خانه را ندارد...
انسانیت گم میشود...وقتی برادری از فقر کلیه اش را میفروشد...
و بعضی از ما انسانها فقط انسان هایی هستیم که به وسعت دیدمان انسانیت را جار میزنیم...
- ۱.۸k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط