{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیشه ی عشق تو از ریشه و بنیان زده است

تیشه ی عشق تو از ریشه و بنیان زده است
ریشه ی قلب مرا او به هر عنوان زده است
عشق وحشی تو حتی به دلم رحم نکرد 
مثل گرگی که به یک گله ی چوپان زده است
سال هشتاد و بگو چند ... دلم دید تو را ؟؟
از همان سال دلم سر به بیابان زده است
از همان وقت که او عاشق و دیوانه ی توست 
سالیانست به چشمم نم باران زده است

کاش آن سال کذایی دل من زنده نبود
چونکه امروز دلم قایق طوفان زده است

قایقی کوچک و چوبی و ضعیفست که آن...
دل به امواج خطرناک فراوان زده است
دل سپردست به امواج که شیطان صفت اند
مثل ابلیس که صد زخم به انسان زده است
عاقبت عشق مرا چشم تو نادیده گرفت 
خنجری بود که او بر دل بی جان زده است
دیدگاه ها (۵)

این روزا شرمنده دِلَـــــــم هستمواسه دلتنگیــــــــــاشواسه...

دوباره منو یه قلم نشستیم پشت یه ورق... از قلمم جوهر میچکه از...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

درد دارد همیشه دل کندن، درد دارد تمام پایان هاگم شدن در مسیر...

عاشقانه های شبنم

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط