بزن باران ,که پیرمرد از سن گذشته دیگر دنبال سوار کردن مسا
بزن باران ,که پیرمرد از سن گذشته دیگر دنبال سوار کردن مسافربه ماشین کهنه تراز خودش برای پیدا کردن پول نان خالی برای شب بچه هایش نیست . کارت سوختش کفاف ان را ندارد .
بزن باران دیگر برای کودک بیمارش اهی در بساط ندارد . تا باناله سودا کند .
بهانه ای بده به ابر کوچک نگاه من
در اوج گریه ها فقط تو میشوی پناه من
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده
تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست وطنم
بزن باران دیگر برای کودک بیمارش اهی در بساط ندارد . تا باناله سودا کند .
بهانه ای بده به ابر کوچک نگاه من
در اوج گریه ها فقط تو میشوی پناه من
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده
تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست وطنم
- ۳.۱k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط