دختر که باشی میروی جلوی آینه
سراغ لب هایت صورتی پامچالی ، قرمز آب اناری ، قهوه ای خرمایی...دختر که باشی جلوی آینه چهار زانو مینشینی و سوار بر قالیچه ای از خیال به سرزمین ناخن هایت فرود می آیی آبی کاربنی، صورتی نئونی ، قرمز یاقوتی...اما انگار هیچکدام فایده ای ندارند دلت گرفته است و دلت که بگیرد با تمام مداد رنگی های دنیا هم نمیتوان دل تنگی هایت را رنگ کرد.
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.