{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها

این روزها
دلم یک میز می‌خواهد
و یک فنجان شعر
و یک هم‌درد
که بفهمد من را
که گذر زمان را به یغما ببرد
که در حضورش چایم سرد شود،،،

#علیرضا_بهجتی
دیدگاه ها (۱)

هنوز در سفرمخیال می‌کنمدر آبهای جهان قایقی استو من، مسافر قا...

-ای در دل من میل و تمنا همه توواندر سر من مایه‌ی سودا همه تو...

بین مرگ و زندگی جائیستکه من سالهاست به آن پناه بُرده ام،سکوت...

گفت زنده ماندید؟گفتم زنده ماندیم اما زندگی در آن روزها متوقف...

داغی در سینه مانده که نه با گذر زمان سرد می‌شود، نه با اشک آ...

گاه در عمق وجودمان، جرقه‌ای می‌خورد که نورش تا سال‌ها، تاریک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط