{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مست_عشق

#مست_عشق


║پارت1. ║☃➢

تو هردو دستم کیسه های خریدم بود


از اون جایی که تا یه ماه دیگه مدرسه شروع
میشه



و میرم دبیرستان باید خیلی درس بخونم


و وقت خوش گذرونی ندارم این روزا
فقط با دوستام بیرونم




آروم درو باز کردم و رفتم داخل چه خبره


مامانم داره داد میزنه بابامم همین طور اصال متوجه من نشدن تا حاال اینجوری تو
خونمون دعوا نشده بود




با حرفاشون چشمام باز مونده بود و دهنم باز نمیشد


بابا_ بسه دیگه سولی

اون مرتیکه گفته من که قبول نمیکنم


مامان_ آخه یونگی چرا دقت نکردی

بخاطر اون قرارداد مزخرف زندگیمون زیر ورو میشه

بابا_ باشه عزیزم آروم باش الان

ا/ت میرسه میفهمه فکرش بهم میریزه

تازه به خودم اومدم پشت ستونی


که نزدیک در بود قایم شدم

که یهو...
شرایط ۶ لایک ۲ کامنت🩴💗
دیدگاه ها (۰)

۷۵ تایمون مبارک🥳🎀🥳💗💗💗انشالا ۱۰ کا ایمون 😐🤣راستی دارم براتون ...

فیک در مورد دختری به اسم ا/ت است که فقط ۱۵سالشه و هنوز نامر...

مین ا/ت:یه دختر کیوت و ساده قد:۱۵۹وزن:۴۷لورا: دوست ا/تمهربون...

برادرای هایتانی پارت ۲۵

gray with the blue eyes P 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط