{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره دیر کردی...از دهان افتاد چایی ها

دوباره دیر کردی...از دهان افتاد چایی ها

حسابم با کتابم جور شد با این جدایی ها



دوباره ساعت اَت خوابیده لایِ دفترِ شعرت

خودت جا مانده ای در ایستگاهِ بی وفایی ها



تو قلبم را گره پشتِ گره بستی به موهایت

چه طولانی است گیسویِ شبِ عقده گشایی ها



تو حتی در خیالاتی که می بافم نمی آیی

همیشه کار دستم داده این واقع گرایی ها



دعا کردم...دعا با شاخه یِ رز مانده در دستم

تو را از دست خواهم داد با این بی خدایی ها
دیدگاه ها (۴)

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

به تو خو کرده ام، مانند "سربازی" به "سربندش"تو معروفی به دل ...

ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید !می توان از تو فقط دور ...

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشدچه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط