{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا دیگر

حالا دیگر
یک خط در میان گریه می‌کنم،
حالا دیگر
شانه‌هایم صبورتر شده‌اند
و با هر تلنگری که گریه می‌زند
بی‌جهت نمی‌لرزند!
انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانه‌ای
از چشم‌هایم نمی‌افتد
و پاییزِ من
اتفاق زردی‌ست
که می‌تواند
ناگهان در آغوشِ هر فصلی بیفتد!
حالا تو هی به من بگو
بهار می‌آید...
دیدگاه ها (۵)

Dance me to the end of love...

😑

TOW BROKEN THINGS

نمیبخشمت p.2/5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط