{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی هدف بی مقصد و بی سرزمین

بی هدف بی مقصد و بی سرزمین

تو دلم چیزی به جز ویرونه نیست

کور و گنگ و بی هدف راهی شب

جلو پام پر از علامت های ایست

***   ***   ***

رد سرد هزار تا فریاد تو سرم

ترس سرد هزار گلوله تو صدام

با خطر همیشه هردم رو به رو

ولی جز عشق تو چیزی نمی خوام

بی علاقه بی نه من بی هم نفس

دستامو بگیر که رد شم از جنون

مرز بین من و دیوونه شدن

با تو پر میشه فقط این و بدون

چون لطیفی مثل گل های بهار

یه کمی دووم بیار خسته نشو

خستگی اسم صمیمی من

زندگیم فدای خنده های تو

زندگیم فدای خنده های تو 

***   ***   ***
دیدگاه ها (۱۰)

به اقــیانوس ِ چشــمانت ســفر کردن خطر دارد عبـور از مـــرز ...

ﺑﺎ ﻏﻤﻬﺎ ﻣﯿﺴﺎﺯﻡ ...ﺑﺎ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﺴـــــــــــــــــﻮﺯﻡ ....ﺑﻪ...

خدایا؟ ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

مهمونی پارت ۳۵

عنوان سناریو: بازی جاسوس

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

مافیای من

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

پارت ۳۰

شخصیت های توکیو ریونجر به عنوان پدر یاندر

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

P²

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط