خدایا! در این لحظات سرشار که همه چیز بوی شکفتن گرفته است،
خدایا! در این لحظات سرشار که همه چیز بوی شکفتن گرفته است، موج لطف تو، روحم را می نوازد. با اولین گام های عبورم، راهی دریچه گشوده مهربانی تو شده ام؛ مرا شبانگاهان از مسیر رسیدن شرمسار باز مگردان.
صبح، چون خونی تازه در رگ های زمین دویده است و من سرشارم از این طراوت. هوای رقیق سحرگاه در سرم پیچیده است. خدایا! در این صبح لبریز، مرا با اشراقی از نور بیامیز و چشم هایم را از خواب غلیظ فراموشی رها کن تا با دیده جان، نشانه هایت را بنگرم.
صبح، چون خونی تازه در رگ های زمین دویده است و من سرشارم از این طراوت. هوای رقیق سحرگاه در سرم پیچیده است. خدایا! در این صبح لبریز، مرا با اشراقی از نور بیامیز و چشم هایم را از خواب غلیظ فراموشی رها کن تا با دیده جان، نشانه هایت را بنگرم.
- ۱.۶k
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط