رفتم بطبیب و گفتم از درد نهان

رفتم بطبیب و گفتم از درد نهان
گفتا که ز غیر دوست بر بند زبان

گفتم که غذا ؟ گفت همین خون جگر
گفتم پرهیز ؟ گفت از هر دو جهان...
#ابوسعید
دیدگاه ها (۱)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

شلام ❤️ بریم سراغ رمان گشنجمونننننننننننن🙂🤭لتس گوووووو پارت ...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

-بر‌ما‌هرچه‌گذشت‌قلبمان‌مقصر‌بود؛🖤️ نشکن قلبیو که خودت توش...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

رمان سوم پارت چهارم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚<< فردا صبح و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط