{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوتت را ندانستم

سکوتت را ندانستم
نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی هارو
تو هم هرگز نپرسیدی..
شبی که شام آخر بود
به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه
یه جنگ نابرابر بود
دیدگاه ها (۸)

از شنیدن خبر فوت مادرتان بسیار متاثر گشتماین واقعه دردناک را...

و در نهایت، همیشه به این نتیجه می‌رسم که باید روی پای خودم ب...

آرامِ آرامم...نه افسوسِ گذشته‌ای دارم امروز، نه نگرانیِ آیند...

نمیدانی ،چه دردی دارد !وقتی ...حالم ...در واژه ها هم نمی گنج...

سکوتت را ندانستم ، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارا‌ ، تو ه...

‹ سڪوتم را ندانستی نگاهم را نفهمیدی ..نگفتم گفتنی ها را تو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط