اَزم‌پرسید‌که؛

اَزم‌پرسید‌که؛
+کی‌وقتی‌تو‌ ضَعیف‌ترین‌حالت‌بودی‌
نجاتِت‌داد؟
فریاداتُ‌شنید؟بغلِت‌کرد؟آرومِت‌کرد؟
منم‌با‌بُغض‌گفتم؛
-اِمـــام‌رِضــــام🥺:)

‌ܭߊ‌ر_ܥ‌‌ܢܚࡅ߳ـ‌ـ🤌🏻


#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#بابا_رضا
#چهارشنبه_های_امام‌_رضایی
#حرم_مطهر_رضوی
#کار_دست
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۴۱ تهیونگ چند دقیقه بود از دور به لینا نگاه می‌کرد.هر ب...

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

چند پارتی تهیونگ

چند پارتـ درخواستــــــــــــــــ💔🧊ــــــــــــــوقتی باهات ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

ابلیس

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚 پارت ۳وقتی وارد م...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط