{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز

هنوز
به آغوشی فکر می کنم
که تنها به قدر خیال
از آن سهم می برم

کاش می دانستم
کجایِ زمان ایستاده ام
کجایِ دیر
کجایِ دور
.
دیدگاه ها (۶)

اگر یک تکه نخ و سوزن داشتمخودم را به تو می دوختممثل دگمه‌ی پ...

‌‌گاهی دلم برای خودم تنگ می شوددائم برای تو ...

‌‌عشق یعنی شادیخودتان را متقاعد نکنید؛ که رنج کشیدن بخشی از ...

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

«من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخش...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط