خنده‌هایت ناگهان آشوب بر پا می‌کند

خنده‌هایت ناگهان آشوب بر پا می‌کند
رازهایم را هزاران بار افشا می‌کند

چشم‌هایت شیطنت‌های فراوان دارد و
پلک وقتی می‌زنی مشت مرا وا می‌کند

شک ندارم صاحبِ چشمِ جنون آمیز تو
لیلی‌ام را نیمه‌شب مجنون صحرا می کند

کودک احساس من، با شیطنت در می‌زند
پشتِ در با شوق تو این پا و آن پا می‌کند

کوه صبر شانه‌هایم تا بیایی، بی امان
مثل یک آتشفشان در سینه غوغا می‌کند

بغض راه گریه‌ام را بسته اما اشکِ من
نقش خود را بی‌نهایت خوب ایفا می‌کند

آن‌کسی که بعدِ من، با یاد تو آرام شد
حالِ من را گوشه‌ای دارد تماشا می‌کند

چشم و گوش من بدهکارِ کسی هرگز نبود
عشق، بی منّت خودش را در دلم جا می‌کند
دیدگاه ها (۴)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

موسیقی

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

سناریو: ماه سرخ

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

### پارت دوم: «بوی طعمه در تاریکی»فضای بار در یک آن چنان منق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط