حاج سلام پوست موقتح
حاج سلام پوست موقتح
بزارید توضیح بدم چه اتفاقی افتاده
چهارشنبه کلاس زبان امتحان داشتم
رفتم دیدم عه تیچر یا همون معلم خودمون نیست و یه اخمو ی کصکش اومده فامیلیش هم دانشوره(ادم میترسه حرف بزنه)
یعنی اصلاا دستت خطشش عوقققق
سر جلسه ی امتحان فقط یه خودکار باهام بود و چیز دیگه ای نداشتم به عنوان برگه چرک نویس(یه جور فاز گرفته بودم انگار داشتم مسئله ی فیساغورس مینوش_)
ناچار بودم برم از دانشور کصکش برگه چرک نویس بگیرم
هیچی یه برگه ی لت و پار بهم داد(از اون برگه چهار خطی ها نبود)
گفت بیا بگیرر مرده شور کلاس زبان اومدنتون رو ببرن
من بلنددد گفتمم
هوی نترکیی!برگه ست طلا ی 18 عیار نیست که!
نزدیک بود بیرونم کنه_😭
منم شروع کردم به چیز نوشت روی برگه که چیزی یادم بیاد
خلاصه هیچی یادم نیومد اومدم پشت برگه این شاهکار رو کشید_
وایجر
دانشور خانوم هم اومد بالای سرم دید دارم نقاشی میکشم برگه ی امتحان رو گرفت نزدیک بود جرش بده
دوباره بلند گفتمم
خب عزیزمممم خیلیی عصبانی وو ناراحتیی خودتت امتحاننن روو جوابب بدههه
(افسانه ها میگن دانشور دیگه نیومد اکادمی)
بزارید توضیح بدم چه اتفاقی افتاده
چهارشنبه کلاس زبان امتحان داشتم
رفتم دیدم عه تیچر یا همون معلم خودمون نیست و یه اخمو ی کصکش اومده فامیلیش هم دانشوره(ادم میترسه حرف بزنه)
یعنی اصلاا دستت خطشش عوقققق
سر جلسه ی امتحان فقط یه خودکار باهام بود و چیز دیگه ای نداشتم به عنوان برگه چرک نویس(یه جور فاز گرفته بودم انگار داشتم مسئله ی فیساغورس مینوش_)
ناچار بودم برم از دانشور کصکش برگه چرک نویس بگیرم
هیچی یه برگه ی لت و پار بهم داد(از اون برگه چهار خطی ها نبود)
گفت بیا بگیرر مرده شور کلاس زبان اومدنتون رو ببرن
من بلنددد گفتمم
هوی نترکیی!برگه ست طلا ی 18 عیار نیست که!
نزدیک بود بیرونم کنه_😭
منم شروع کردم به چیز نوشت روی برگه که چیزی یادم بیاد
خلاصه هیچی یادم نیومد اومدم پشت برگه این شاهکار رو کشید_
وایجر
دانشور خانوم هم اومد بالای سرم دید دارم نقاشی میکشم برگه ی امتحان رو گرفت نزدیک بود جرش بده
دوباره بلند گفتمم
خب عزیزمممم خیلیی عصبانی وو ناراحتیی خودتت امتحاننن روو جوابب بدههه
(افسانه ها میگن دانشور دیگه نیومد اکادمی)
- ۲.۱k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط