{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در فراسوی همه مرزها تو را دوست می دارم»

در فراسوی همه مرزها تو را دوست می دارم»
در آبی مکرر روزها و
شتاب مکرر روزگار
در پژمردگی و تیرگی بی پایان شب های مرده
«در فراسوی مرزهای تنت٬تو را دوست می دارم»
در ابدیت دیر باور این جهان و
مدار گیج تاب سرنوشت
در انزوای لحظه های تنهایی خویش
«در فراسوی مرزهای تنم٬تورا دوست می دارم»
تا که آفتاب برتابیدن بیآغازد
و جوانه های خرد امید نوید بهاری دوباره نجوا کنند
در فراسوی بودن٬ تو را دوست می دارم ...
دیدگاه ها (۱۶۷)

یخ آب می‌شود در روح من،در اندیشه‌هایم.بهار، حضور توستبودنِ ت...

آه!یک روز همین آه تو را میگیرد

من که جز تو کسی راندارم!پس چرا توراهم ندارم...

با چشمان تو مرا به الماس ستاره ها نیازی نیستبا آسمان بگو...

شاملو نیستمتا آنچنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه در فرا...

قلب پر از عشق پنهان پارت۵^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط