{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟐𝟕
+ایششش شما اصلا بهم نمیاین
:/این همه برا جیمین زحمت کشیدم یه بار نیومد کولم
💬
....
میا از کول جیمین اومد پایین...
..
یهو به جیمین گفت::
_جیمین تو گیِ؟!
*چی؟!!؟؟
_اخه یونگی دوست داره..
....
💬
*خیلی عالیه میا میگه گِیم
:/چی
^میا این چه فکریه کردی اخه
*میگه یونگی دوست داره
:/🙄میا؟!
~میا یه روز این جیمینو سکته میده
*من برم براش موچی بخرم ول نمیکنه
=کیوتاااا
*هوسوک ادم باشش
من رفتم خدافظ
+خدافظ
....
میا و جیمین رفتن بیرون...
...
*روی کولم نمیشینی
_نه دیگه بسه( سرد )
*واح
_چیه میخوای بشینم
*نه ( سرد )
_هوم
*چی شد یهو چرا انقد سرد شدی
_همینجوری
....
میا اروم اروم از جلو رفت...
...
*چشه این
....
اونا رسیدن فروشگاه.
*برو هرچی میخوای بردار
_باشه 😒
....
میا یه شیر توت فرنگی برداشت
*چرا فقط شیر توت فرنگی برداشتی ؟!
_چون موچی نمیخوام
*من میخوام برو برای من بردار
_به یونگی بگو برات برداره..
...
میا چون کیف پولشو برداشته بود کارتشو برداشت که یهو جیمین جلوشو گرفت::
*این چه کاریه خودم برات حساب میکنم
_نمیخوام برو برای یونگی خوراکی بخر حساب کن
*میاا چی شد یهو حسودی میکنی
_نهه
فروشنده::بفرمایید
_ممنون..
...
میا رفت بیرون
...
جیمین سریع رفت یه بسته موچی برداشتُ حساب کرد و سریع رفت دنبال میا..
..
میا داشت شیرتوت فرنگی رو میخورد و میرفت سمت خونه..
...
*میاااا وایسا
میا توجهی نکرد
.
جیمین رسید به میا و دست میا رو گرفتُ میا رو چرخوند سمت خودش
*میا دو دقیقه وایسا بگو چی شده
_نمیخوام
. میا دوباره به توجهی کرد و رفت...
جیمین دوباره دست میا رو گرفت
*میا دارم باتو حرف میزنم
_نمیخوام برو با یونگی حرف بزن
*الان فهمیدم چرا اینجوری میکنی . حسود خانم من با یونگی نبودم
_ایشش
..
میا یه قدم به جلو برداشت که یهو جیمین گفت::
*میا تو منو...
....
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

وایب رمان و پیدا کردمممم😍

عام ببخشید فیل شد اخه چنل ایتام فیل شد اصلا حوصله ندارم

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟗*اینا چیه ؟+عامم اینارو براتون گرفتم باها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط