{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به پدر ژپتوی عزیزم

تقدیم به پدر ژپتوی عزیزم
با عشق و نفرت!
چوبی که پینوکیوازآن تراشیده شد
بشریت نام دارد...

با سُمباده هایی که تویِ صورتم کشیدی
تمام شدم.
سلام پدر!
آمدم
تا پینوکیویِ دروغ گویِ تو باشم....


قلبم را دُرُست کار گذاشته بودی ؛
مثلِ ساعت کار می کرد
زود به زود عاشق می شد
حتا عاشق فرشته ی مهربانی
که همیشه مواظبم بود....

مثل فانتزی هایی که تویِ هالیوود هم
مخاطب نداشت ؛
قصه ی من شروع شده بود،پدر!

خیال های شیرینم را فروختم
تا برای تو قند رژیمی بخرم
تا دیابت دست از سَرَت بردارد
وشماره ی عینکت
هِی بالا نرود....

غصه نخور پدر!
دُرُست است که من هیچ وقت آدم نمی شوم
و دَماغم
هر روز بزرگ تر می شود
اما قول می دهم
وقتی که سردت شد
خودم
خودم را
توی شومینه بیندازم!
دیدگاه ها (۱۱)

قدیم ها اگر عاشق می شدی و دلت هوای دیدن داشت ، تلگرام که نبو...

نوجوان که هستی دنیا برات رنگی رنگی و براق است ، انگار که یک ...

خدایا بیا بنشین؛ تنها دو کلام حرفِ دل دارم !می شود مرا ببری ...

آیـا وکیلم شما را به عقد دائمیِ....و بعد از چند بار چیدن گل ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط