{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
هر چه برگـــــم بود و بارم بود
هر چه از فر بـــــلوغ گـــــرم تابستان و میراث بهارم بود
هر چه یاد و یـادگارم بود
ریخته ست
چـــــون درخـتی در زمستانم
بی که پـــــندارد بهاری بـــــود و خـــــواهد بـــــود.

#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۱۱۹)

نزدیک پاییز است

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

-چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانیهر چه برگم بود و بارم...

‌چون درختی در صمیم سرد و بی‌ابر زمستانیهرچه برگم بود و بارم ...

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانیهر چه برگم بود و بارم ...

...تابستان گرم، اندک اندک بساطش را جمع می‌کند تا پاییز جلوه ...

کاش مردم مهربان بودند با هم !چشمشان پر بود از نور صفا ،باغ د...

کاش مردم مهربان بودند با هم !چشمشان پر بود از نور صفا ،باغ د...

کاش مردم مهربان بودند با هم !چشمشان پر بود از نور صفا ،باغ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط