{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرها را گذاشت روی بند

ابرها را گذاشت روی بند
خیس بودند، گریه می کردند...


"شیما باقری تاجانی"
دیدگاه ها (۳)

متاسفانه توی محیط مجازی یکی از مسائلی که خیلی رایج شده ؛ حس ...

ﻫَﻤﯿﺸـِـــﮧ اﺯ آﻣَﺪﻥ ⇜ﻥ⇝ ﺑَﺮ ﺳﺮ ﮐَﻠـــِـــــماﺕ ﻣﯽ ﺗَﺮﺳـــَـ...

عشق یعنےڪہ زنےاز هیجان، شعر شود و هـوایـش بہ سـر مـرد غزلخـو...

خوردن فنجانی چای،حالم را، خوب نخواهد کرد!باید، اتفاق تازه تر...

من یا او؟!

دلم باران می‌خواهداما ابرها هم گریه را فراموش کرده‌اند...دلم...

به ابرها نگاه کنپنبهپنبهپنبهروی ِ زخم ِ آسمان می گذارند...#م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط